+ نوشته شده در ساعت   توسط Admin
|
در دلم آشوب سردي جان گرفت
بي تو در دل عاشقي پايان گرفت
عاشقي از پس همي رفت وگذشت
درد بي مهري به جاي آن نشست
+ نوشته شده در ساعت   توسط Admin
|
باز تنها در كنار پنجره ايستاده ام
باز اشك از ديده جاري ياد تو افتاده ام
زير دستم يادگاريمان نگاهم مي كند
چشمهاي نازنين تو تباهم مي كند
ياد ايامي كه عشقم در دل تو خانه داشت
هر كلام دلنشينت قصه جانانه داشت
ياد ايامي كه تو سنگ صبورم مي شدي
رهنما چون قصه آن چاه و كورم مي شدي
دست من در دستهاي گرم تو جان مي گرفت
روزگارم در كنارت ! كه سامان مي گرفت
گرچه مي دانم گناه اين جدايي از من است
آرزوي بهترين يارم رهايي از من است
باز گرد و رونق اين خانه شو
باز گرد و نور اين كاشانه شو
مستيم را با شراب خند ه ات افزون نما
غصه هايم را به لبخندي ز دل بيرون نما
تا تو باز آيي ز چشمم خواب رفت
از دو ديده خون بجاي آب رفت
مهربانم،عشق من ، اي نازنين
بازگرد و محنتم را خود ببين
باز كن در را و جانم تازه كن
مهربان شو عشق من اندازه كن
+ نوشته شده در ساعت   توسط Admin
|
هرشب كه فرصت مي كنم جوياي حالش مي شوم
از خويش بي خود گشته و مست خيالش مي شوم
در آسمان آرزو هر دم صدايش مي زنم
چشمم چو بر رويش فتد محو جمالش مي شوم
در هر شب تاريك من بدر است ماه صورتش
از شرم اين ديدار نو من هم هلالش مي شوم
جاريست اشك از ديدگان هرآن كه يادش مي كنم
مقبول درگاهش شوم اشك زلالش مي شوم
سرگشته و حيران شدم دلتنگ و بي ايمان شدم
گويم به هر شيدا دلي خط است و خالش مي شوم
جوياي حالش مي شوم مست از خيالش مي شوم
با اين دل سودائيم رنج و ملالش مي شوم
تاريكي و ظلمت گذشت خورشيد از نو سر كشيد
انگار خواب است اينكه من غرق وصالش مي شوم
+ نوشته شده در ساعت   توسط Admin
|
در تنهاييم وا مگذاري اين عشق بي زبان را
كه
در يك زندگي , در يك بودن
زندگي را به دست مرگ بخشيده ام
آه در دلم به سكوت نشسته
وفريادم
زير شلاق سايه ها شكسته
كوير بي تاب تنم در تمناي
دستان تو ميسوزد
با من بمان
حتي به اندازه يك لحظه
+ نوشته شده در ساعت   توسط Admin
|
چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو
بي تو مردم؛ مردم
گاه مي انديشم خبر مرگ مرا
با تو چه كسي مي گويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا
از كسي مي شنوي
كاش روي تو را مي ديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت را كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر را
كه عجب عاقبت مرد
افسوس
كاش مي ديدم
چه كسي باور كرد جنگل جان مرا
آتش عشق تو
خاكستر كرد
+ نوشته شده در ساعت   توسط Admin
|
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار اسمون
فريادزدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون
فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت واست بگم به اخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد قسمت من اوارگي
نمي دوني چقدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات، نوازشات، بوسيدنت
+ نوشته شده در ساعت   توسط Admin
|